ازمون...
میدونم خیلی وقته که از غم و ناراحتی نوشتم
راستش خودمم خسته شدم
فعلا که چند وقته اوضاع رو به راهه
اوه یادم رفت میخواستم راجع به امتحان ارشد که شنبه دارم بگم
هیچی نخوندم پس استرس هم ندارم
اما مامان و بابام خیلی دوست دارن قبول بشم
واسه همین عذاب وجدان گرفتم![]()
تورو خدا واسم دعا کنین![]()
خدارو چه دیدی شاید با تقلبی چیزی قبول بشم![]()
اما از بدشانسی عرضه تقلبم ندارم![]()
بابام از دستم حرص میخوره میگه از استعدادت استفاده نمیکنی
حالا واسه اینکه بهش ثابت کنم که میتونم تصمیم گرفتم از تابستون بشینم واسه سراسری بخونم
البته بدمم نمیاد ازاد همین امسال قبول بشم و برم![]()
به هر حال دوست جونای من دعا یادتون نره ![]()

